سفارش تبلیغ
صبا ویژن
بدترین مردم کسانی اند که از بدترین مسأله ها می پرسند تا دانشمندان را به اشتباه اندازند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

پـــــــــــــــــــــــــــــــدر : 
شانه‏هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را. 
دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود. 
در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی. 
لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند. 
تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه را باران می‏پاشند. 
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است


  
  

 

با یزید بسطامی را یکی گفت: دل صافی کن تا با تو سخنی سر به مهر گویم.
بایزید گفت: سی سال است از پروردگار دل صافی می خواهم و هنوز نیافته ام, به یک ساعت از برای تو دل صافی از کجا آرم؟


94/2/9::: 3:42 ع
نظر()
  
  

حواســـت را جمـــع کن...


ضعـــــف نکنی..  


غـــــرقِ نگاهـش نشوی..


دورِ ســرش نگـــردی...


گـرم که بگیـــــری با او...


ســــرد میشود با تو....


این یک قانون است....


ســـخت است..


درد اســــــت...


اما چاره ای نیست 


همین که بفهمــــد بی تاب شـده ای...


بی رحـم می شود..  


رهایت می کند...


94/2/9::: 2:40 ع
نظر()
  
  

در زندگی ... ،
آدمهایی هستند که سهمیه مان را برمیدارند و میخورند ،
و آنچه میماند برایمان اندکی ست ،
این آدمها طلا هستند و بالاتر از آن !
پدر را میگویم و مادر را ،
وقتی غم و غصه هایمان را میخورند ...
و با دعا و راهنمایی هایشان ،
غم و غصه ای برای خوردن برایمان باقی نمی گذارند...
آری،
بعد از دست دادنشان است که حجم عظیم غمها در سفره زندگی ،
خود را نمایان ،
و چشمانمان را بارانی بارانی بارانی می سازد ...


  
  

??بعضی دعا ها عجیب به دل میشینه ؛

خداوندا نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی 
و نه آنقدر بدم که رهایم کنی! 
میان این دو گم شده ام، 
هم خودم و هم تو را آزار می دهم! هر چه تلاش کردم نتوانستم آنی شوم که تو می خواهی 
و هرگز دوست ندارم آنی شوم که تو رهایم کنی! 
خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن !????


  
  

همه مداد رنگیها مشغول یه کاری بودندجز مداد سفید!هیچکس بهش کاری نمیداد یه شب انقدر مهتاب وستاره کشید که کوچیک وکوچیکتر شد صبح جای خالیش توی جعبه مداد رنگی با هیچ رنگی پر نشد{تقدیم به کسی که جای خالیش توی جعبه دل مابا هیچ رنگی پر نمیشه}


  
  

من یه زندگی هم بیرون اینترنت دارم 
ولی حیف پسوردش رو گم کردم و موندم 
اینجا


  
  
   1   2   3      >